ترجمه "disk" به فارسی
دیسک, لوح فشرده بهترین ترجمه های "disk" به فارسی هستند.
disk
noun
common
w
دستور زبان
-
دیسک
nounVisa ett fönster när en disk blir kritiskt fullAre items on device information columns hidden?
بالا پریدن پنجره ، هنگامی که دیسک تا حد بحرانی پر میشودAre items on device information columns hidden?
-
لوح فشرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "disk"
عباراتی شبیه به "disk" با ترجمه به فارسی
-
سیستم عامل دیسک Microsoft
-
فرابورس
-
قالب بندی عمومی لوح فشرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن