ترجمه "dominant" به فارسی

مسلط, متعادل, چیره بهترین ترجمه های "dominant" به فارسی هستند.

dominant
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلط

    adjective

    var att skapa illusionen att jag var den dominanta parten i förhållandet.

    این بود که این توهم را ایجاد کرد که من مسلط بر روابطمان بودم.

  • متعادل

    adjective
  • چیره

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dominant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه