ترجمه "donator" به فارسی
دهنده, بخشنده بهترین ترجمه های "donator" به فارسی هستند.
donator
noun
common
دستور زبان
-
دهنده
nounFörvaltarna och donatorerna måste också vara med på skutan.
امانت دار و امانت دهنده هم بايد تو جلسه حضور داشته باشند.
-
بخشنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " donator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن