ترجمه "dragon" به فارسی

ترخون, اسوار, اژدها بهترین ترجمه های "dragon" به فارسی هستند.

dragon noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترخون

    noun

    گونهای از درمنهها

    La till mer dragon.

    ترخون ـِش رو بیشتر کن

  • اسوار

  • اژدها

    noun

    Du råkade visst ge bort den här till en djärv ung dragon.

    من معتقدم که تو يکي از اون اژدها هاي جوون نترس رو سر جاي خودش ننشوندي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dragon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dragon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه