ترجمه "dricka" به فارسی

مشروب, نوشیدن, نوشيدن بهترین ترجمه های "dricka" به فارسی هستند.

dricka verb noun common دستور زبان

dryck [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشروب

    noun

    Varje vätska avsedd att drickas.

    Hon lär börja dricka när hon får veta.

    به محض اينکه بفهمه تقلبي هستي دوباره مشروب خوري رو شروع ميکنه.

  • نوشیدن

    noun

    Trots att han druckit kontinuerligt hela eftermiddagen var han fortfarande blek.

    علی رغم نوشیدن شراب در تمام بعد از ظهر، او هنوز رنگ پریده به نظر میآمد.

  • نوشيدن

    Man ska inte dricka alkohol när man sköter tunga maskiner.

    موقع کار کردن با ماشين آلات سنگين اجازه مصرف نوشيدني الکلي رو نداري.

  • ترجمه های کمتر

    • نوشیدنی
    • آشامیدن
    • می
    • باده
    • نوشیدنی الکلی
    • نوشابه
    • درینک
    • نوشيدنی
    • نوشابه گازدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dricka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dricka"

عباراتی شبیه به "dricka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dricka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه