ترجمه "driva" به فارسی
راندن, انگیختن, برانگیختن بهترین ترجمه های "driva" به فارسی هستند.
driva
verb
noun
common
دستور زبان
-
راندن
verbVi måste öppna eld mot vårt fosterland för att driva bort fienden.
براي عقب راندن دشمن ، راهي نيست جز حمله به وطن
-
انگیختن
verb -
برانگیختن
-
ترجمه های کمتر
- واداشتن
- لاغیدن
- اداره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " driva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "driva" با ترجمه به فارسی
-
رانندهٔ تاکسی
-
جاده مالهالند
-
درایو حالت جامد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن