ترجمه "exempel" به فارسی
مثال, مورد, مثل بهترین ترجمه های "exempel" به فارسی هستند.
exempel
noun
neuter
دستور زبان
specialfall av ett viktigare och mer allmängiltigt faktum
-
مثال
nounDen lilla grisen, och den gamla ladan till exempel.
براي مثال ، اون خوک کوچولو و اون طويله بزرگ قديمي بدبو.
-
مورد
nounDavid, som tjänade under kung Saul, är ett sådant fint exempel.
در این مورد داود نمونهٔ بسیار خوبی است.
-
مثل
nounFrälsarens exempel kan få oss att tro att den här liknelsen handlar om olika jordmån.
نمونه های ناجی این تصوّر را در ما ایجاد میکند که این مثل در بارۀ نوع خاک است.
-
ترجمه های کمتر
- شاهد
- وهله
- لحظه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exempel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exempel" با ترجمه به فارسی
-
براى مثال · براي مثال · مثلا · مثلاً
اضافه کردن مثال
اضافه کردن