ترجمه "extern" به فارسی
بیرونی, بیگانه بهترین ترجمه های "extern" به فارسی هستند.
extern
adjective
دستور زبان
-
بیرونی
adjectiveÖppna som flik i befintlig Konqueror när webbadressen anropas externt
باز کردن به عنوان تب در Konqueror موجود ، زمانی که نشانی وب بیرونی خوانده میشود
-
بیگانه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extern" با ترجمه به فارسی
-
سیستم خارجی
-
کد دستیابی خطّ خارجی
-
آدرس خارجی
-
نوع محتوای خارجی
-
محدوده داده خارجی
-
صفحه نمایش خارجی
-
جدول برونی
-
لیست خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن