ترجمه "fackla" به فارسی
مشعل, مشعل بهترین ترجمه های "fackla" به فارسی هستند.
fackla
noun
common
دستور زبان
-
مشعل
nounJag skulle bränna hela Grekland med en fackla stor nog.
من دوست داشتم همه يونان رو بسوزونم اگه يه مشعل به اندازه كافي بزرگ داشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fackla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fackla
-
مشعل
Facklorna gör av med syre snabbare än vi gör.
اون مشعل سوزان هوا رو سريعتر از تنفس ما تموم مي کنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن