ترجمه "fara" به فارسی
رفتن, شدن, خطر بهترین ترجمه های "fara" به فارسی هستند.
fara
verb
noun
common
دستور زبان
En fysisk eller kemisk agent som kan orsaka skada på personer, egendom, djur, växter eller andra naturtillgångar. [..]
-
رفتن
verbOch det är roligare än att campa med din bror och din far som älskar dig.
این از پیک نیک رفتن با برادرت و پدری که دوستت داره بیشتر حال می ده.
-
شدن
verbIndividuella galaxer far iväg från oss allt fortare.
تک تک کهکشان ها سریعتر و سریعتر در حال دور شدن از ما هستند.
-
خطر
nounVi hör om folk som är i fara.
تنها چيزي که ميتونم بهت بگم اينه که ما وقت خطر درباره ي آدما اطلاعات ميگيريم.
-
ترجمه های کمتر
- سفر کردن
- مسافرت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fara"
عباراتی شبیه به "fara" با ترجمه به فارسی
-
کشوری برای پیرمردها نیست
-
سرعت داده افزایش یافته برای تحول جیاسام
-
مرکز هنرهای نمایشی لینکلن
-
انجمن ماشینهای محاسب
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
سی اف دی
-
آبشار · تنداب · سیلاب · فوران · وایت وتر، اکلاهما
-
مرثیهای برای یک رؤیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن