ترجمه "fast" به فارسی
گرچه, جامد, ولی بهترین ترجمه های "fast" به فارسی هستند.
fast
adjective
conjunction
adverb
دستور زبان
kompakt, solid, hård [..]
-
گرچه
Jag älskar dig, även fast du kan vara trångsynt ibland.
دوستت دارم ، گرچه بعضي وقتا تبديل به آدم خيلي متعصبي ميشي.
-
جامد
Den här asfalten finns i två olika former – flytande och fast.
قیر در طبیعت به دو شکل موجود است: مایع و جامد.
-
ولی
conjunction nounJesus kommer in i rummet fast dörren är låst.
اگر چه در قفل است، ولی عیسی درست آنجا داخل اتاق ظاهر میشود.
-
ترجمه های کمتر
- هر چند
- اگرچه
- صلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fast" با ترجمه به فارسی
-
سوخت جامد
-
چسبیدن
-
غذای سریع
-
جامد
-
روزه
-
فاصله نشکن
-
حالت جامد
-
فیزیک حالت جامد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن