ترجمه "fet" به فارسی

چاق, فربه, پررنگ بهترین ترجمه های "fet" به فارسی هستند.

fet adjective دستور زبان

om levande varelse [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاق

    noun

    Den feta pandan kan inte vara lösningen på våra problem.

    اون پانداي چاق به هيچ وجه نمي تونه پاسخ مشکل ما باشه.

  • فربه

    adjective

    Ni får nog vänta lite tills han blir fetare.

    بايد کمي صبر کنيد. به هر حال روزي پروار و فربه ميشود

  • پررنگ

  • چرب

    noun

    Han struntade i fet hy.

    پوست چرب براش اهمیتی نداشت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه