ترجمه "fiber" به فارسی

الیاف, فیبر بهترین ترجمه های "fiber" به فارسی هستند.

fiber noun Noun common دستور زبان

De växtdelar som passerar genom människans matsmältningssystem utan att brytas ned.

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • الیاف

    Bevis enheten hittade några fiber som de vill att vi ska se.

    شواهد یه سری الیاف روی سقف پیدا کرده میخوان که ما ببینمشون.

  • فیبر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fiber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه