ترجمه "fix" به فارسی

تعمیر, بازسازی بهترین ترجمه های "fix" به فارسی هستند.

fix adjective noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیر

    noun

    Jag sa åt killenvid grinden att vi var här för att fixa dina bilar.

    به محافظ های دم در گفتم که اومدیم اینجا که ماشینت رو تعمیر کنیم.

  • بازسازی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fix" با ترجمه به فارسی

  • تعمیر · تعمیر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "fix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه