ترجمه "flat" به فارسی

مسطح, هموار, صاف بهترین ترجمه های "flat" به فارسی هستند.

flat adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسطح

    adjective
  • هموار

    adjective
  • صاف

    adjective

    Men när jag slog ner händerna mot ytan, kände jag inget annat än lös sand på den flata stenen.

    امّا همانطور که دستم را بر روی سطح زدم، چیزی به جز شن و ماسۀ شُل بر روی سنگ صاف حسّ نکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flat"

عباراتی شبیه به "flat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه