ترجمه "flock" به فارسی
گله, دسته, دسته پزندگان بهترین ترجمه های "flock" به فارسی هستند.
flock
noun
common
دستور زبان
-
گله
nounDom där expertspårarna måste vara en del av flocken.
گله ازهم پراکنده میشه و دوباره جمع میشه. به یه حرفهای نیاز دارید که عضوی از گروه باشه.
-
دسته
nounTänk om det finns en hel flock av oss.
ولی فقط تصور کن یه دسته ازمون وجود داشته باشه.
-
دسته پزندگان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flock
-
گله
nounFlocken får visst som de vill i alla fall.
پس این طور به نظر میرسه گله چند پوند گوشت بعد از همه اینا گیرشون اومد
تصاویر با "flock"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن