ترجمه "fly" به فارسی
بگریزد, گریختن, گم شدن بهترین ترجمه های "fly" به فارسی هستند.
fly
verb
دستور زبان
ta sig ifrån [..]
-
بگریزد
Kung David tvingades till slut att fly för sitt liv.
پس از مدتی، داود پادشاه مجبور شد از ترس جان بگریزد.
-
گریختن
verbJohannes döparen använde ordet ”fly” i en sådan bemärkelse.
این جنبه از گریختن، امروزه برای مسیحیان حقیقی در سراسر دنیا بسیار حیاتی است.
-
گم شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fly" با ترجمه به فارسی
-
در جستجوی زمان از دسترفته
-
مگریز
-
جابجایی
-
هدایت پرواز برقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن