ترجمه "flykting" به فارسی

پناهنده, آواره, آوارگان بهترین ترجمه های "flykting" به فارسی هستند.

flykting noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهنده

    noun

    Ber de om att bli evakuerade, är de flyktingar.

    اگه اونا خودشون پيش ما اومدن پناهنده محسوب ميشن.

  • آواره

    Han tar emot ett flygplan med syriska flyktingar.

    اعلام کرده که ایالتش پذیرایِ هواپیمایِ حامل آواره هایی از سوریه هست

  • آوارگان

    Miami kryllar av kriminella immigranter, flyktingar från U-länder.

    ميامي پر شده از مهاجران غيرقانوني و آوارگان كشورهاي جهان سوم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flykting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flykting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flykting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه