ترجمه "frekvens" به فارسی
بسامد, فرکانس, بسامد بهترین ترجمه های "frekvens" به فارسی هستند.
frekvens
noun
common
دستور زبان
-
بسامد
nounJag bevakar din frekvens.
من به بسامد شما نظارت خواهم کرد
-
فرکانس
nounEtt slutet nätverk som det kan vara mottagligt för väldigt höga frekvenser.
قربان ، يک شبکه نزديکتر که بتونه نسبت به يک فرکانس خيلي بزرگ حساستر باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frekvens " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frekvens
-
بسامد
Jag bevakar din frekvens.
من به بسامد شما نظارت خواهم کرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن