ترجمه "fristad" به فارسی
پناهگاه, پناه, پناهندگی بهترین ترجمه های "fristad" به فارسی هستند.
fristad
noun
common
دستور زبان
-
پناهگاه
nounInne i denna heliga fristad finner vi skönhet och ordning.
در داخل این پناهگاه مقدّس، ما زیبائی و نظام پیدا می کنیم.
-
پناه
nounJag erbjuder vår vän Daryl en fristad så länge han behöver en.
به دوستمون داریل ، پناه میدم برای هر مدتی که بخواد
-
پناهندگی
noun -
نهانگاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fristad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن