ترجمه "frost" به فارسی
یخبندان, یخبندان بهترین ترجمه های "frost" به فارسی هستند.
frost
noun
common
دستور زبان
-
یخبندان
Regnet tilltar, frost, snö på bergen
افزایش بارش باران، یخبندان، بارش برف در کوهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frost
-
یخبندان
Regnet tilltar, frost, snö på bergen
افزایش بارش باران، یخبندان، بارش برف در کوهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن