ترجمه "full" به فارسی
مست, پر, por بهترین ترجمه های "full" به فارسی هستند.
full
adjective
دستور زبان
som innehåller maximal mängd [..]
-
مست
adjectiveSe till att han inte blir full på kνällarna.
مواظب باش بعد از ظهر ها زياد مست نکنه.
-
پر
adjectiveVisa ett fönster när en disk blir kritiskt fullAre items on device information columns hidden?
بالا پریدن پنجره ، هنگامی که دیسک تا حد بحرانی پر میشودAre items on device information columns hidden?
-
por
-
ترجمه های کمتر
- پُر
- پیان
- گرست
- آکنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " full " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "full"
عباراتی شبیه به "full" با ترجمه به فارسی
-
خودرو سایز بزرگ
-
غلاف تمام فلزی
-
مملو
-
اختیار تام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن