ترجمه "fundamental" به فارسی
اساسی, بنیادی بهترین ترجمه های "fundamental" به فارسی هستند.
fundamental
Adjective
دستور زبان
-
اساسی
nounOch vi har inte ett ord för det, vilket är ett fundamentalt problem.
و مشکل اساسی این است که ما در واقع یک کلمه برای ای مسائل نداریم
-
بنیادی
adjectiveFör mig var det mer av ett fundamentalt sätt att göra affärer,
برای من، بیشتر یک راه بنیادی برای انجام کار بود،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fundamental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fundamental" با ترجمه به فارسی
-
نیروهای بنیادی در فیزیک
-
تحلیل بنیادین بازار سرمایه
-
خطای بنیادی برچسبزدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن