ترجمه "fynd" به فارسی
کشف, یافته, اکتشاف بهترین ترجمه های "fynd" به فارسی هستند.
fynd
Noun
دستور زبان
-
کشف
nounOm de här ritningarna kan bli verifierade, så kunde detta vara ett otroligt coolt fynd.
اگر اين نقشه ها بتونه اعتبار و سنديت داشته باشه... اين يه کشف باور نکردنيه.
-
یافته
Tror du Davids fynd har nåt med det här att göra?
... فکر میکنی یافته های دیوید از کتابها ربطی به این قضیه داره ؟
-
اکتشاف
nounPåverkan av det här fyndet kommer märkas i tusentals år.
تاثيري اين اکتشاف هزاران سال ديگه درک خواهد شد
-
علائم بیماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fynd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن