ترجمه "gay" به فارسی

گی, مفعول, کونی بهترین ترجمه های "gay" به فارسی هستند.

gay
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گی

    adjective

    Han blev mobbad av de andra, för att han var gay.

    گمونم بچه زورش میکردن که. گی باشه ، بدبخت

  • مفعول

    noun
  • کونی

    noun
  • خراب

    adjective noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gay" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه