ترجمه "glatt" به فارسی
خوش, خوشحال, شاد بهترین ترجمه های "glatt" به فارسی هستند.
glatt
Adjective
adverb
adjective
verb
دستور زبان
med glädje
-
خوش
adjectiveVar glad att du är kvar, din sopa!
توي لعنتي ، خيلي خوش شانسي که اينجايي.
-
خوشحال
adjectiveTom ser glad ut.
تام خوشحال به نظر میرسد.
-
شاد
adjectiveDeras glada värld kommer att ventilera deras ilska.
دنياي شاد وعادي خشم خودش را خالي خواهد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- خرم
- لخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glatt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glatt" با ترجمه به فارسی
-
کورکور سیاه
-
کورکور حنایی
-
ازخودراضی · خرم · خوش · خوش حال · خوشحال · شاد
-
عيد پاک مبارک
-
ماهیچه صاف
-
اعداد خوشحال
-
جشن پسح پیروز
-
.خوشحالم · .من خوشحالم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن