ترجمه "gnagare" به فارسی
جانور جونده, جوندگان بهترین ترجمه های "gnagare" به فارسی هستند.
gnagare
noun
common
دستور زبان
Rodentia
-
جانور جونده
-
جوندگان
Jag borde inte ha skickat gnagare för att göra en amfibiers jobb!
مشخص بود که من نبايد جونده ها رو به مأموريتهاي دوزيستي بفرستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gnagare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن