ترجمه "hand" به فارسی
دست, چنگال, پنجه بهترین ترجمه های "hand" به فارسی هستند.
hand
noun
common
دستور زبان
ett antal kort [..]
-
دست
nounابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی [..]
När det händer skaffar de en ny docka.
وقتي اين اتفاق بيوفته اونا دنبال يه دست نشونده ي ديگه ميگردن.
-
چنگال
nounTitta på de kloliknande händerna.
حالا دستاي چنگال مانندش رو ببينين
-
پنجه
nounMina händer är som en apas.
دستهام شبیه پنجه های میمونه
-
ترجمه های کمتر
- dast
- دس
- دَست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hand"
عباراتی شبیه به "hand" با ترجمه به فارسی
-
دست گیر
-
محافظت
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
ایادی امرالله
-
بر عهده گرفت · به عهده
-
دست دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن