ترجمه "harem" به فارسی
حرم, حرمسرا, حریم بهترین ترجمه های "harem" به فارسی هستند.
harem
neuter
دستور زبان
-
حرم
nounRekryterar fler flickor till prinsens harem.
دارم دخترهاي بيشتري رو واسه حرم سراي شاهزاده آزمايش ميکنم
-
حرمسرا
nounJag tror han har ett harem någon stans.
فکر کنم يه حرمسرا براي خودش دست و پا کرده
-
حریم
-
اندرون
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Harem
-
حرمسرا
Jag tror han har ett harem någon stans.
فکر کنم يه حرمسرا براي خودش دست و پا کرده
-
حارم (سبک)
یک سبک از مانگا
تصاویر با "harem"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن