ترجمه "heroin" به فارسی
هروئین, هرويين, هروئین بهترین ترجمه های "heroin" به فارسی هستند.
heroin
noun
Noun
دستور زبان
-
هروئین
nounNog med heroin för att döda en häst.
اونقدری هروئین که اسب رو هم از پا در بیاره
-
هرويين
En knarklangare från norra stan tog in heroin i Hell's Kitchen.
به فروشنده مواد از بالاشهر هرويين رو مياورد به هلز کيچن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heroin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heroin
-
هروئین
nounدی استیل مرفین
Nog med heroin för att döda en häst.
اونقدری هروئین که اسب رو هم از پا در بیاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن