ترجمه "het" به فارسی

داغ, گرم, سوزان بهترین ترجمه های "het" به فارسی هستند.

het adjective verb دستور زبان

varm [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • داغ

    noun

    Tar man i en het stekpanna känns en sekund som en timme.

    نگه داشتن يک ظرف داغ به اندازه يک ثانيه مثل يک ساعت به نظر ميرسه

  • گرم

    adjective

    Det var en kille på toaletten som var riktigt het.

    يه يارو توي دستشويي بود که خيلي گرم داشت.

  • سوزان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " het " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "het" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "het" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه