ترجمه "honung" به فارسی
انگبین, عسل, شهد بهترین ترجمه های "honung" به فارسی هستند.
honung
noun
common
w
دستور زبان
-
انگبین
noun -
عسل
nounStackaren kände doften av honungen men nådde den inte.
موجود بيچاره ميتونست بوي عسل رو حس كنه ، اما بهش دسترسي نداشت.
-
شهد
nounHan befriade dem från Egypten, organiserade dem till en nation och förde dem in i ett land som flöt ”av mjölk och honung”.
او آنان را از مصر رهانید، و به صورت یک ملّت سازمان داد، و «به زمینی که به شیر و شهد جاری» بود آورد.
-
ترجمه های کمتر
- انگوین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "honung"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن