ترجمه "hora" به فارسی
جنده, فاحشه, روسپی بهترین ترجمه های "hora" به فارسی هستند.
hora
verb
noun
common
دستور زبان
prostituerad kvinna
-
جنده
noun -
فاحشه
nounDen gamle gnidaren betalade inte ens sina horor!
اون پیر خسیس حتی پول فاحشه هارم نمیداد!
-
روسپی
nounOch det hände sig att han plågade folket med sitt hor och sina avskyvärdheter.
و چنین گذشت که او با روسپی گری ها و کارهای پلیدش مردم را رنج می داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hora
Hora (dans)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hora" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hora در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن