ترجمه "hosta" به فارسی
سرفه کردن, سرفه, سرفیدن بهترین ترجمه های "hosta" به فارسی هستند.
hosta
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
سرفه کردن
verbDet är en nattsnyftande, nysningar, hosta och hjälper-att-prata-med-tjejer medicin.
من بهش ميگم ابريزش بيني شبانه عطسه کردن, سرفه کرده اونوقت ميتوني با دخترهاي دانشجو پزشکي حرف بزني
-
سرفه
nounNär jag hostar, känns det som jag ska spy.
دايي استيفن ، وقتي من سرفه مي کنم ، احساس مي کنم مي خوام بالا بيارم.
-
سرفیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hosta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hosta
-
سرفه
nounNär jag hostar, känns det som jag ska spy.
دايي استيفن ، وقتي من سرفه مي کنم ، احساس مي کنم مي خوام بالا بيارم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن