ترجمه "hov" به فارسی
سم, پا, سپل بهترین ترجمه های "hov" به فارسی هستند.
hov
noun
verb
common
neuter
w
دستور زبان
hästfot [..]
-
سم
nounSedan hördes ljudet av hovar som närmade sig. "
سپس صداي نزديك شدن سم اسب ها آمد
-
پا
noun -
سپل
-
sm
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hov " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hov
-
بارگاه شاهنشاهی
تصاویر با "hov"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن