ترجمه "idiom" به فارسی
اصطلاح, کنایه, زبان زد ـ زبانزد بهترین ترجمه های "idiom" به فارسی هستند.
idiom
دستور زبان
-
اصطلاح
nounEtt annat exempel är 5 Moseboken 32:14. Där har det bokstavliga idiomet ”njurfett av vete” ersatts med den mer lättförståeliga formuleringen ”finaste vete”.
برای این که مفهوم اصلی در تَثنیه ۳۲:۱۴ بیان شود، اصطلاح «پیّهٔ کلیهٔ گندم» با عبارت روشن «گندم مرغوب» ترجمه شد.
-
کنایه
noun -
زبان زد ـ زبانزد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " idiom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Idiom
-
کنایه
noun -
اصطلاح برنامهنویسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن