ترجمه "immigration" به فارسی
مهاجرت, کوچ بهترین ترجمه های "immigration" به فارسی هستند.
immigration
noun
common
دستور زبان
-
مهاجرت
nounJag jobbade med immigrations - ärenden när han slöt ett avtal.
به عنوان یه تحلیلگر... روی پرونده های سطح پایین مهاجرت کار میکردم که معامله کردیم.
-
کوچ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immigration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن