ترجمه "innan" به فارسی

قبل, پیش از بهترین ترجمه های "innan" به فارسی هستند.

innan adposition دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبل

    adjective

    Han gjorde det själv, innan han kom till mitt rum.

    قبل ازينکه بياد توي اتاقم خودش اينکارو کرد خب.

  • پیش از

    Jag förlorade min när jag svettades för pappa innan de föddes.

    ، پیش از اینکه تو بدنیا بیای. من عمرم رو با سختی پای پدر ، گذاشتم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "innan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه