ترجمه "intern" به فارسی
زندانی ترجمه "intern" به فارسی است.
intern
adjective
noun
common
دستور زبان
-
زندانی
nounDu vet den där internen som Samson högg ner på bussen?
میدونی اون زندانی که تو ماشین چاقو خورد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intern" با ترجمه به فارسی
-
مودم داخلی
-
کپسول داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن