ترجمه "intervall" به فارسی
فاصله, بازه, پارهخط بهترین ترجمه های "intervall" به فارسی هستند.
intervall
Noun
دستور زبان
-
فاصله
Du vet, vi borde egentligen göra intervaller.
ميدوني ، ما جدي بايد يکم فاصله بگيريم
-
بازه
-
پارهخط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intervall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intervall
-
فاصله
Intervall i minuter då böcker ska sparas automatiskt
فاصله به دقیقه ، که در آن باید کتابها به طور خودکار ذخیره شوند
عباراتی شبیه به "intervall" با ترجمه به فارسی
-
دوره زماني گير انداختن
-
بازه ضربان قلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن