ترجمه "israel" به فارسی
اسرائیل, اسرائیلی, اسرائیل بهترین ترجمه های "israel" به فارسی هستند.
israel
noun
Noun
common
دستور زبان
-
اسرائیل
properBåda visades i Israel och skapade stor debatt.
هر دو آنها در اسرائیل پخش شدند و بحث های گسترده ای را ایجاد کردند.
-
اسرائیلی
adjective nounInte underligt att alla soldater i Israels slaglinjer var rädda för att möta honom.
با این توصیف تعجبی ندارد که تمام جنگجویان اسرائیلی جرأت رویارویی با این مرد را نداشتند!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " israel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Israel
proper
neuter
دستور زبان
Israel (kungarike)
-
اسرائیل
properBåda visades i Israel och skapade stor debatt.
هر دو آنها در اسرائیل پخش شدند و بحث های گسترده ای را ایجاد کردند.
تصاویر با "israel"
عباراتی شبیه به "israel" با ترجمه به فارسی
-
نخست وزیرهای اسرائیل
-
نیروهای دفاعی اسرائیل
-
تاریخ اسرائیل
-
دولة اسرائيل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن