ترجمه "jaga" به فارسی

شکار کردن, صید کردن, شکار بهترین ترجمه های "jaga" به فارسی هستند.

jaga verb دستور زبان

gå på viltjakt [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار کردن

    verb

    Jag har jagat här sen den dagen jag hade åldern inne.

    من از زماني که بالغ شدم ، تو اين جنگل شکار کردم.

  • صید کردن

  • شکار

    noun

    Jag kan νisa νar du kan fiska och jaga.

    من ميتونم رودهايي که ميتوني توشون ماهيگيري کني يا جنگل هايي که توشون شکار کني رو نشونت بدم.

  • ترجمه های کمتر

    • یوختن
    • یوزیدن
    • دنبال کردن
    • راندن واخراج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jaga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jaga"

عباراتی شبیه به "jaga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jaga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه