ترجمه "kabel" به فارسی
کابل ترجمه "kabel" به فارسی است.
kabel
noun
common
دستور زبان
-
کابل
noun properBestämt placerar jag den andra foten på kabeln.
پای دیگرم قاطعانه خود را روی کابل قرار داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kabel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kabel" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون کابلی
-
تلویزیون کابلی
-
زوج بههمتابیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن