ترجمه "killing" به فارسی
بزغاله ترجمه "killing" به فارسی است.
killing
noun
common
دستور زبان
-
بزغاله
noun23:19; 34:26 – Vad är innebörden i befallningen om att inte koka en killing i dess mors mjölk?
۲۳:۱۹؛ ۳۴:۲۶ — چرا پختن بزغاله در شیر مادرش روا نبود و اهمیت این فرمان چه بود؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " killing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن