ترجمه "kompensation" به فارسی
جبران, غرامت, عوض بهترین ترجمه های "kompensation" به فارسی هستند.
kompensation
noun
common
دستور زبان
-
جبران
nounAtt jag inte är en kompensation för din obesvarade kärlek?
که من برات جبران یه شکست عشقی نیستم ؟
-
غرامت
nounOch naturligtvis måste ni enas om en kompensation.
بله ، و بعد ، سر گرفتن غرامت به يه توافقي ميرسيم.
-
عوض
noun
-
ترجمه های کمتر
- تاوان
- رفع خسارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kompensation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن