ترجمه "kompis" به فارسی

دوست, رفیق, شخص تابع بهترین ترجمه های "kompis" به فارسی هستند.

kompis noun Noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوست

    noun

    Nej, det var din feta kompis brorsa med den där hemska afrofrisyren.

    داداشِ اون دوستِ چاقت بود كه موهاي مسخره داشت.

  • رفیق

    noun

    Jag försöker se min fru föda barn, kompis.

    دارم سعی می کنم زایمان زنم رو نگاه می کنم ، رفیق.

  • شخص تابع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شخص وابسته
    • هم اطاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kompis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kompis"

اضافه کردن

ترجمه های "kompis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه