ترجمه "komplicerad" به فارسی

پیچیده, سخت بهترین ترجمه های "komplicerad" به فارسی هستند.

komplicerad adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیچیده

    adjective

    Det är en otroligt vacker och komplicerad neuron.

    و اون یک سلول عصبی زیبای پیچیده ست.

  • سخت

    adjective

    Men den kan inte var mer komplicerad än en Airbus A318.

    ولي ، فکر نمي کنم که... از روندنِ يه اِيرباس اي318 کار سخت تري باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " komplicerad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "komplicerad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "komplicerad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه