ترجمه "koppling" به فارسی
رابط, کلاچ, شراکت بهترین ترجمه های "koppling" به فارسی هستند.
koppling
noun
common
دستور زبان
-
رابط
nounNi har nog fel om den serbiska kopplingen.
فکر کنم که درباره ي رابط صرب اشتباه ميکني
-
کلاچ
noun -
شراکت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koppling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koppling
-
کلاچ
noun -
کوپلینگ
عباراتی شبیه به "koppling" با ترجمه به فارسی
-
تکمیل ادغام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن