ترجمه "korpral" به فارسی

سرجوخه, بدنی بهترین ترجمه های "korpral" به فارسی هستند.

korpral
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرجوخه

    noun

    سرباز نظامی

    Tyvärr krockade bilen med en full korpral från ett annat regemente.

    بدبختانه ، کاميون با يه سرجوخه مست ، از يه هنگ ديگه تصادف کرد.

  • بدنی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " korpral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "korpral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه