ترجمه "korruption" به فارسی
فساد, فساد سیاسی بهترین ترجمه های "korruption" به فارسی هستند.
korruption
Noun
دستور زبان
-
فساد
nounVi måste utrota korruption och föregå med gott exempel.
از قدرتش براي ريشه کن کردن فساد استفاده کنيم و به نمونه از پاک دستی تبديلش کنيم.
-
فساد سیاسی
Eller politisk korruption i Sarawak, Malaysia,
یا فساد سیاسی در ایالت «ساراواک» در مالزی،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " korruption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن